این دختر هایی که شلوار تنگ می پوشیدند و به سختی راه می رفتند همیشه برام جالب بودند
امروز اتفاقی یک از شلوار هایی که در اثر افزایش درصد چربی به سختی اندازه می شد را پوشیدم و در رودربایستی با شلوار گیر کردم و تصمیم گرفتم عوضش نکنم
احتمالاً همه آدم های شلوار-تنگ دنیا یک شلوار اشتباهی پوشیدند و در رودربایستی باهاش مجبور شدن تا دم خونه سینه خیز راه برن
...............
بالاخره منبع احتمالی "طرف تو ده راهش نمی دادن جارو به دمش بسته بود" را پیدا کردم
...............
یا یک آدمی را شش ترم یک بار نمی بینی یا وقت شروع به دیدنش میکنی هر روز دو یا حتی سه بار در رندم ترین جاهای ممکن می بینیش
1 comments:
een ke ieki ro mbini ia ie kalameii ro iaad migiri, va badesh hei mibinsh ia mishnavish, ie padideii hast dar ravanshenasi ke esmesh ro iadam rafte.
Post a Comment