بچّه های تک-آقای هلاکویی

Author: Ozayn /

فرزند خواهر و برادر ندارد. دور و بر خودش می بیند که افراد خواهر و برادر دارند . فرزند به این نتیجه می رسد که من خواهر و برادر ندارم. من یک چیزی کم دارم. اشکالی در زندگی و روابط من وجود دارد و در کودکی این را بیشتر به خودش مرتبط می کند. رابطه ی برابرو مساوی را در محیط های خانوادگی یاد نمی گیرد. پدر و مادری وجود دارند که او خودش را از آنها پایین تر می بیند. در نتیجه او کوشش می کند خود را به آنها براساند, در نتیجه خودش را بالا نشان می دهد, در نتیجه بچه های تک چند سالی از سن خودشان جلوتر هستند. دوم اینکه یک مقدار خیالباف و پنهان کار می شود, روزی که من قرار است با شمایی که از من خیلی برتر هستید دمساز باشم باید تظاهر کنم و وانمود کنم و فریبکارانه رفتار کنم. مطلب دیگر این است که بعضی اوقات این بچه ها رابطه های برابر را در محیط های مدرسه هم نمی توانند برقرار کنند یعنی شبکه ی دوستانشان به علتی که همیشه با افراد بزرگسال بودند, انتظاری که دارند از همه این است این است که مانند پدر و مادر باهاشون برخورد کنند یعنی یا این که بهشون فرمان بدهند یا در خدمتشون باشند, بنابراین در ازدواج هم نمی توانند رابطه های برابر برقرار کنند. اگر پدر و مادر وقت صرف بچه کنند, او را شبیه خودشان بیشتر می کنند و اگر وقت صرف نکنند او را به تخیلات و تصوراتش می کشند. بعد اصولاً اگر محیط خانه وقتی که پدر و مادر و بچه هستند یا یکی شان نیست, رابطه ها خیلی یک طرفه و نوع محدودی از رابطه است. در حالی که وقتی شما دو , سه تا بچه دارید , خود اینکه پدر و مادر با مسائل اونها روبرو بشوند, انتخاب مطرح می شود, اختلاف اونها پیدا می کنند, بهشون یک مقدار توانایی هایی می دهد در جهت بسیاری از مسائل و اگر پدر و مادر مهربان آگاهی باشند و آمادگی, معمولاً بچه های تجربه های تازه ای پیدا می کنند.

0 comments: