متضاد خوبی ؟!؟

Author: Ozayn /


تحلیل مشاهده ی زیر:
آنهایی که از بدی(1) آدم ها و دنیا شدیداً می نالند خود هم بدی(2) می کنند حتی بیشتر از همان آدم ها.



بحث اول: حمله به جمله و خود


درجه ی گیر دادن:کم- 3 از 10

  •       تعریف بد مشخص نمی باشد.

کلاً بد یعنی چه؟ تعریفی که جامعه برای آن ارائه می دهد چیست.
آیا بد اسمی نیست که بشر به صورت انتخابی روی بعضی رفتار و... انتخاب کرده است؟
آیا عامل ناراحتی و زجر(که فیزیکی هستند) آن رفتار بد است؟ در این صورت برای هر فرد می تواند آن رفتار متفاوت اسم گذاری شود

  •        نوع بدی 2 با 1 باید قابل قیاس باشد در حالی که بدی خود نسبی است

یک چیزی که برای من بد است برای دیگری ممکن است خوب باشد

  •        حتی اگر بتوانیم این دو نوع بدی را مقایسه کنیم به علت کمبود اطلاعات و نامشخص بودن آینده نمی توانیم کسی را محکوم کنیم به بیشتر بد بودن
  •        بدی مفهوم است و قابل شمارش و اندازه گیری نمی باشد. در نتیجه حتی اگر هر دو بدی از یک نوع باشند کم و بیشتر برایشان معنی پیدا نمی کند
  •        از قسمت اول جمله نمی شود نقض جمله ی دوم را انتظار داشت. یعنی اگر رفتاری را درست نمی دانی دلیلی بر این نیست که آن رفتار را خود انجام ندهی. مانند جریان دکتر سیگاری و...
  •       انسان جایز الخطاست
  •        من چه کاره هستم که بخوام نظری در مورد این چیز های بشر ساخته بدهم. زندگی بی ارزش خوب و بدش چیه


بحث دوم: با فرض اینکه این مشاهد درست است سعی در دریافت دلایل آن داریم

  •        فرد می خواهد ثابت کند که خود نیز آدم هست
  •        به علّت برقراری عدالت در دنیا لازم می باشد که هر کسی بدی کند
  •       برای قوانین فیزیک عمل و عکس العمل باید بدی کرد. شاید هم کمی بیشتر که برآیند صفر نشود
  •        این بدی کردن و سختی دیدن برای تکامل یافتن روح بشر خیلی مفیده. هر چی بیشتر سختی بکشی زندگی بعدی انسان کامل تری خواهی بود. درنتیجه در کل همه اش خوبی هست و محبت. (به به)
  •       تلافی اومد و نیومد داره. وقتی اومد دیگه باید تا آخرش رفت
  •        کلاً کاری که فرد انجام میدهد بد حساب نمی شود
  •        نالیدن و احساس مظلومیت کردن کلاً تا آخر عمر به آدم اجازه می دهد که هر غلطی خواست انجام بدهد
  •        به علت آرایه های ادبی و زیبایی نالیدن فرد یک زری زده شما چرا باور می کنید

بحث سوم: نظر شخصی

به نظر م در اکثر اوقات  غیر از موارد معدودی که  از دست(؟) انسان خارج هستند (مانند تولد) ما خودمان  خود آگاه یا نا خودآگاه به خودمان بدی می کنیم(حالم از کاربرد کلمه ی خود به هم خورد. مثلاً این هم یکی از بدی هاست که من در حق خودم کرد که نرفتم بیشتر مطالعه کنم که لغت کم نیارم) 


4 comments:

گل گلدون said...

این گلهایی که در انتها گذاشتی همه اش من بودم؟
"گل"
خود، خویش، خویشتن، ذات، نفس، نهاد
"گل"
بدی و خوبی هم سابجکتیو است به قول معروف. اما به هر حال یک کامان سنس هم وجود دارد.
"گل"
همونطوری که زندگی زیباست برای زیباپسند، به طور مشابه سخت میگردد جهان بر مردمان سختگیر
"گل"
میگن چیزی که عوض داره گله نداره، ولی به هر حال آدم باید عینک چیزبینیش رو تمیز کنه چند وقت یه بار
"گل"
این رو قبول دارن که آدمها معمولا صفات ناپسند خودشون رو بهتر در دیگران مشاهده و آنرا تقبیح میکنند. شاید برای اینکه حواس بقیه از خودشان پرت و پلا شود

Kavosh! said...

Tahe hame chi khoobie! Hatta tahe badi ha!!

Kavosh! said...

By "tah"!, I aimed to imply the starting point. (not the origin nor the result)

Ozayn said...

ممنون از گل گلدون و کاوش +علامت تعجب برای نو آوری شان و همچنین در میان گذاشتن نظراتشان