شب های روشن یا روشن تر از خاموشی - دزد های خوشتیپ

Author: Ozayn / Labels:


هفته ی پیش به دنبال کتابی برای یکی از دوستان در کتاب فروشی های انقلاب می گشتم. متاسفانه اسم کتاب را دقیق به خاطر نمی آوردم و تنها اسمی که در یادم می آمد "شب های روشن" بود وقتیکه از کتابفروش ها در مورد این کتاب می پرسیدم, می گفتند "مال داستایفسکی؟" من هم می گفتم که "نه , فکر می کنم باید کتاب شعر فارسی باشد". امروز دوباره رفتیم میدان انقلاب و کتاب درست به نام "روشن تر از خاموشی" را خریدیم

در حال وارد شدن به یکی از کتابفروشی ها بودیم که روبرویش در خیابان شلوغ شده بود و یک افسر پلیس هم آنجا بود و دو نفر یک پسر جوان را گرفته بودند. دقیقتر که جریان را دنبال کردیم فهمیدم که آقا پسر می خواستند کیف خانمی را بدزدند. در حالی که دور پسر شلوغ بود, او دستش را جلوی بینی اش را گرفته بود و با حالت مظلومانه ای می گفت "هر جا را میخواین بزنین ولی دماغم را نزنین, تازه عمل کردم!" این هم از دزد های این دوره زمانه با بینی های عمل کرده

به یک نفر دادزن نیازمندیم

0 comments: